مدت هاست که خبر نمی خوانم، خبر هیچ جا را نمی خوانم اما خبرها از رسانه های رسمی جلو زده اند و توی سوشیال مدیا یقه ات را می گیرند. تمام تلاش م این ست که آنقدر به خبرها نزدیک نشوم که تصویر درست مخدوش شود و احساسات جای منطق را بگیرد (موفق هم نیستم)
دو تا استاد نازنین داشتم که خیلی خیلی قبولشان دارم و هر دو معتقد بودند که بشریت رو به جلوست، روشنایی زورش روز به روز بیشتر می شود. مثلا دویست سال پیش مردم کرور کرور از بیماری هایی که الان واکسن ش آمده است می مردند و الان نه، طول عمر انسان مثلا ۴۰ سال بوده و الان ۸۰ سال است، زنان زنده بگور میشدند و الان نمی شوند.
برعکس استادهای نازنیم، من معتقدم میزان خیر و شر ثابت ست. (یین و یانگ؟) نیروی خیر و شر مکمل یکدیگرند و یکی بدون دیگری بی معنی ست و فکر میکنم اینجاست که فردیت آدم ها وارد میشود و قدرت انتخاب که کدام سمت می ایستند.
یک چیز دیگری هم که فکر می کنم میزان دسترسی بشر به دانستن این خیر وشر ها زیاد شده، صدها سال قبل یک جنگ هزاران کشته می داد و کشور همسایه خبری نداشت. اما الان کتک خوردن کسی در خیابان در مشرق سر خط خبرها در مغرب ست و به همان نسبت و سادگی حقیقت قابل پشت و رو شدن و گمراه کردن.
شر امروز به صورت سیستم اشتباه ست، سیستمی که مثل صد سال پیش شاه نیست که سرنگون ش کنی، غول هزار سری ست که هر سرش را قطع کنی ۹۹۹ تای دیگر هنوز هست.
خیر و شر به سادگی صدها سال قبل نیست، شر باهوش و با پشتوانه ست و به همان اندازه که بشر امروز راحت تر زندگی می کند به همان اندازه مسولیت انسانی اش بیشتر و پیچیده تر ست و مساله بردن و باختن جمعی نیست، مساله جنگیدن و ایستادن در سمت درست به صورت فردی خارج از نتیجه ست (سمت هایی که گمراه کننده و در حال تغییرند)
یک وقت دیگر راجع به توهم مبارزه کردن بنویسم، اینکه هشتگ می زنیم و فریاد مجازی می کشیم تا کجا جواب می دهد و کجا می شود فریاد کشیدن در چاه، بدون هیچ بازتابی!؟
پ ن: صبح یکشنبه ست، بیدار شدم که بروم پیاده روی، باران سر ایستادن ندارد. آش بار گذاشتم، جای همه خالی! به یادتان هستم.