۴.۱۱.۰۱

NY is quite!

اتاقم در یک هتل نسبتا خوب در منطقه مالی (فایننشال دیستریکت) نیویورک است. امروز با یک ساک دستی کوچک با یک دست لباس اضافه و یک کتاب و دفترچه یادداشت و لپ تاپ آمده ام برای سه روز نیویورک. ناهار و چای ام را در یک رستوران خوردم، بلیط نامحدود مترو گرفتم و آمدم هتل. برای شب یک ساندویچ و شیرینی و چای و آبمیوه از مغازه سر چهارراهی گرفتم که فقط شیرینی را با چای خوردم و چیپس. 

محله ای که در آن هستم خیلی آرام و ساکت است. قدم به قدم آسمان خراش است و از طبقه هشتم هتل حتی نمیتوانم آسمان را ببینم. اما ساکت تر از چیزی ست که تصور میکردم. اتاق کوچک م دارد جای خودش را توی دلم باز میکند. ساختمان های روبرو آفیس است که عملا کسی در آنها کار نمیکند، شاید آدم ها دور کاری میکنند. 

سه روز اینجا هستم که تجديد قوا کنم برای سال جدید، برای ادامه راه ... برای قدم های بعدی ... برای نیمه دوم زندگی ...

کتاب خواندم، فیلم دیدم، غذا خورده ام و خسته دلم نمیخواهد بخوابم... دلم می خواد کتابم را بخوانم و به پنجره های روشن بیرون نگاه کنم و به خوشی های زندگی م که چندان کوچک نیست، لبخند بزنم...

هیچ نظری موجود نیست: