20.10.15

:(

دو سال تجربه امریکا بودن داره به پایان خودش نزدیک میشود، تمام تصمیمم بر این بود که بیشتر از یک مدرک ام بی ای با خودم از این کشور بردارم. تجربه کنم و تا میتوانم از این فرصت طلایی! دوساله ام استفاده کنم و توشه جمع کنم.
این روزها بیشتر از همه روزهای زندگی ام تلاش میکنم اما احساس میکنم آنقدر که باید سریع نیستم. احساس میکنم کم کاری میکنم اما هر چه فکر میکنم نمیتوانم بفهمم این احساس از کجا می آید. من که تمام تلاشم را میکنم، اما شب که روزم را مرور میکنم میبینم نیم کارهایی را که میخواستم هم انجام نداده ام و تا خود ایده آلم فاصله است.
شاید بعدتر که به گذشته برگردم نظر دیگری داشته باشم. شاید زیادی از خودم انتظار دارم ...

3 comments:

dawlat shah poyesh said...

انسانها كم و بيش مثل هم اند، انتظار زيادي دارند و وقتي اين انتظارات اش برآورده نشد، استرس ميگيرند. شايد ما خيلي حريص هستيم و ميخواهيم هي جمع آوري كنيم. برايت تبريك ميگويم خانم ابراهيمي!

Amazon said...

عزیزم به خودت فشار نیار

Amazon said...

بار خدایا باورم نمیشود که توانسته باشم زیر پست ات کامنت بگذارم