5.9.15

در طول تاریخ مرد، بدنش را به یک ابزار فردی تنزل داده است. این باعث شده تا مردها فارغ از هر دغدغه ای بدنشان را به کار بگیرند و از آن لذت ببرند، درد بکشند یا قدرتشان را از طریق بدنشان اعمال کنند.
بدن مرد چه در مذاهب و چه در غیر آن به عنوان یک ابزار به کار گرفته میشود و این باعث می شود که مرد فارغ از کنترل بدن، به ذهن خود بپردازد.
 اما برای زن اولین سوالی که به ذهنش خطور میکند وقتی از خواب برمی میخزد این است: امروز چه بپوشم!؟ پاسخ این سوال این پاسخ ساده نخواهد بود: چیزی که بدنم را آسوده نگه دارد!
جواب این است: چه بپوشم که مورد استهزا، سوء زن یا توهین قرار نگیرم!
این سوال فارغ از موقعیت جغرافیایی برای تمام زنان روی کره زمین صدق میکند.
بدن زن به ابزاری ایدیولوژیک بدل شده است. مذاهب، بی دینان را متهم به استفاده ابزاری از بدن زن میکنند اما در واقع بزرگترین استفاده کننده ابزاری از بدن زن، مذهب است. مذهب بدن زن را به پرچم دینداری و بی دینی جامعه تبدیل میکند و مردان و زنان نگهبان این پرچم شمرده میشوند. در جوامعی که مذهب فردی تر است، بدن زن به پرچم اخلاق تبدیل میشود.
به نظرم میرسد بزرگترین بازنده این جریان زن است. بدن زن به عنوان ابزار همسری، مادری و حتی هنگامی که عضوی از اجتماع است از حیطه مالکیت معنوی خودش بیرون است. بدن زن یک ملک عمومی ست نه فردی!

پ ن: این را مدتها پیش نوشته بودم، نمی دانم کی و چرا اما هنوز بر همان نظرم!

No comments: