14.8.15

یکساله شدم!

سال گذشته همین روزها پا به این شهر گذاشتم. شهری که من را ویران شده را دوباره از نو ساخت. شهری که خشت هایم را یکی یکی از زیر دست و پاهایم جمع کرد و روی هم گذاشت. آباد شدم؟ نه! ویرانی را پذیرفتم و به یقین رسیدم  که گریزگاهی نیست،  حتی اگر هزاران کیلومتر از آدم ها و تاریخ ات کنده باشی تا ریشه هایت را در جای دیگری بکاری! آدمی پرنده نیست ...

پارسال همین موقع آدمهای نازنینی به زندگیم وارد شدند که بودن در این شهر غریب را برایم ممکن ساختند، آدمهایی که بدون اینکه بشناسندم به خانه شان مهمانم کردند و دوستانی که ندیده، دوستم خواندند و به من کمک کردند. یاد گرفتم که با خودم و دیگران مهربان تر باشم.

یکسال دیگر هم اینجا خواهم بود، در شهری که دیگر غریبه نیستم...


No comments: