18.6.15

جاری آب

باران می بارد، آنقدر شدید که فکر میکنی همه جا را سیل برخواهد داشت. بعد آفتابی می شود، آنقدر که فکر میکنی آن همه آب کجا رفت؟ این همه گرما از کجا آمد؟
صبح میشود، شب می شود... حتی فرصت یک نفس کشیدن هم ندارم این روزها. فکر میکنم روی موج آرامی شناور شده ام. خودم را سپرده ام به امواج آب و چشم دوخته ام به خورشید. مهم نیست پایین رودخانه چه انتظارم را میکشد. برکه ای آرام یا آبشاری تند و پر از سنگلاخ... هر چه هست از شناور بودن روی جاری آب، لذت می برم ...

2 comments:

Na Sa said...
This comment has been removed by a blog administrator.
Na Sa said...
This comment has been removed by a blog administrator.