3.3.15

مینا :مي خواهم کسي دوستم نداشته باشد مي خواهم صبح که از خواب بيدار مي شوم به کسي سلام نکنم . مي خواهم کسي نگرانم نباشد.

پ ن: دوباره کنعان ببینیم!
پ ن۲: من به مینا: به همین سادگی ها هم نیست!


  • In any real city, you walk, you brush past people, and people bump into you. In L.A, nobody touches you. We’re always behind this metal and glass. I think we miss that touch so much, that we crash into each other just so we can feel something.
* Lets watch crash again!

در هر شهر واقعی تو وقتی از مردم عبور می کنی  کمی لمسشان می کنی و مردم بهت تنه می زنند، در لس آنجلس هیچ کس با تو تماسی ندارد. ما همیشه پشت شیشه  و فلز هستیم.  فکر می کنم ما دلتنگ آن تماس هستیم. آنقدر که، محکم به هم برخورد میکنیم تا فقط چیزی را احساس کنیم!

No comments: