8.2.15

بعضی وقتها آدمی باید از دست خودش نجات پیدا کند ... بعضی وقتها آفرینش تو را با خودت رو در رو میکند، جایی که اصلا فکرش را نمیکنی. آنقدر برهنه با خودت رو برو میشوی که از آدم توی اینه بدت می اید. از همه چیزش... از ناله هایش بیشتر از همه، تب و درد و تنهایی که من را در برابر خودم قرار میدهد، موجود قابل افتخاری نمی ماند، هر چند که دوست بیاید دلداری ات بدهد که: میدونی چند نفر آرزو دارند جای تو باشند؟
تو میگویی: چه فایده که در همین لحظه دلم میخواهد هر کسی باشم غیر کسی که هستم! 

No comments: