5.11.14

نگاهم کرد که : چرا اینقدر خودت را به در و دیوار می زنی؟ 
بعدتر هم گفته بود: دستهایت در آسمان است و پاهایت روی زمین، یا از زمین بکن یا از آسمان!

هوووم، انگار او خود بیست ساله ام را بیشتر شناخته بود و من ده سال طول کشید که حرفش برایم ثابت شود. 
اگر یک روز ببینمش میگویم: راست می گفتی اما امروز خود دست در آسمان و پا در زمینم را دوست دارم! نه میخواهم از آسمان بکنم و نه از زمین!

پ ن: دخترک از اروپای شرق می آید، ۲۶ ساله است و مجرد و تنها زندگی میکند، پدر و مادری استاد دانشگاه و خودش هم روزنامه نگاری درس می دهد. دکتری اش رسانه های اجتماعی ست (چه هیجان انگیز) و یک سالی امریکا خواهد بود برای تحقیق. از رشته اش، از زندگیش بدش می آید و جرات از نو شروع کردن ندارد. به من می گوید: خوش بحالت! تیاتر، نوشتن، مدیریت ، تجارت، سفر...
من هم سرم را تکان دادم که : راست میگویی، خوش بحالم!

No comments: