29.10.14

مخاطب خاص!

من خیلی عاجزم از به زبان آوردن احساساتم. خیلی بی دست و پا و چلمن...و معمولا وقتی بهم محبت و دوستی ابراز میشود به سرعت فرار میکنم، خیلی عاقل شده ام که حداقل این را می فهمم.
 از دست رفتن دوستی که بهش می بالیدم آن هم به آن صورت، از کودکی درون هر دومان بود. خیلی بد بود و ناگزیر، هر دو به این فاصله نیاز داشتیم تا هم را دوباره بیابیم، آن دوستی دیگر اگر غیر ممکن نباشد، خیلی سخت است ساختن اش با دیگری، حداقل برای من.
خوشحالم که پیش قدم شدی. خوشحالم! امروزم را ساختی! برای موفقیت هایت هم خوشحالم، لیاقتت بیشتر از اینهاست!

:)




No comments: