24.9.14

بلیط یکطرفه بگیر بیا ...

یادت هست رفته بودیم گوا، چقدر با همه دعوا کردی که چرا بلیط برگشت گرفتیم. میگفتم خب عزیز من بالاخره که باید برگردیم. میگفتی بله اما وقتی میدانم کی برمیگردم مثل برنامه کاری میشود و بهم خوش نمیگذرد.
الان به این فکر کردم چه خوب میشد بلیط یکطرفه بگیری بیایی طرفای ما و من چه خوشحال بشوم که رفتنت معلوم نیست، بهتر از آمدن من میشود که بلیط اخرتم هم توی جیبم هست ...

پ ن: استاد بی حال مدیریت مالی خودش را دارد میکشد که چیزی حالیمان کند، ملت همه خمیازه میکشند، همیشه از حسابدارها خوشم نیامده. بس که شخصیتشان مثل کارشان تک بعدی و عدد رقم میشود.

پ ن ۲: کلاس قبلی حقوق تجارت بود و استاد معتقد است که هر چی دنیای اقتصاد امروز میکشد از بی اخلاقی مدیران در هر سطحی ست. میگفت وقتی بمب رفت توی هواپیما و برج های تجارت جهانی را پایین آورد، شرکت امنیتی طرف قرارداد فرودگاه به مامورانش کمتر از کارمندان مک دونالد پرداخت میکرده، حرف دلم را زد!

پ ن ۳: برای مهمانی جمعه شب با پیر و پاتالهای باحال میخواهم مرغ یونانی درست کنم، برای اولین بار در عمرم مرغ را توی فر خواهم پخت. قابل خوردن باشد لطفا!

No comments: