26.11.13

از رنجی که میبرم

دو هفته ای هست که پشتم درد میکند، گاهی مثل امروز بعداز ظهر شدت درد آنقدر زیاد است که احساس میکنم به قلبم زده. چرا نمی روم دکتر؟ سوال خوبی ست.
چند وقت پیش با دوستی حرف میزدیم و گله که دکتر خوب در کابل نیست.
نیما چند وقت پیش خیلی حالش بد بود و تشخیص دکتر مرقع؟ بود، یک کیسه دارو داده بودند دستش و هر بار بدتر میشد. سر از شفاخانه جرمن ها دراورد که یک ناراحتی ساده است و با یک قرص و قطع داروها خوب شد. )شفاخاننه جرمنها بروی و بیایی بیرون 200-400دالر خرج کرده ای در بهترین حالت.
دوستم گفت چند مورد بوده اند که شفاخانه علی سینا- پل سرخ رفته اند و با پیشنهادهای انچنانی ، احیانا تعرض مواجه شده اند. چشمهایم از کاسه درامد از بی شرافتی آدمها.
منهم که تنها در حالت افقی میشود که بروم دکتر بنابراین نیما ناامید از دکتر بردن من میماند تا خودم صدایم در بیاید که من را ببرد.
دفعه قبل حدودا میدانستم مشکل چیست. رفتم دکتر، دکتر معاینه نکرده دست به نسخه شد. پرسیدم مطمین است که مشکلم را فهمیده؟
کاشف به عمل امد که یک حدسهایی زده و دارو بخورم اگر خوب نشدم باز برگردم. چرا انقدر زور فیزیکی ندارم در این موارد که حال طرف را جا بیاورم؟
خلاصه، قیف هست قیر نیست.
من حالم بد و نیما در دسترس نیست. :(

پ ن: جامعه ای که من زن مستقل تحصیلکرده وحشت دارم از تنهایی دکتر رفتن، حساب زنان دیگر معلوم است. اتفاقی این پست و منع خشونت علیه زنان یکی شد.



4 comments:

Anonymous said...

سلام خانم ابراهیمی
شفا باشد،
امیدوارم که حالت تان بهتر و سلامتی تان را دوباره بدست بیاورید.
فراموش نکنید که در یک کشوری نابسان و جنگ زده، باوجودیکه جایی خوبیست برای آزمایش تسلیحات و همچنان مردمانش موردی خوبیست برای آزمایشات دارو های شرکت های تولیدکننده کشورهای در حال توسعه و کشورهای پیش رقته است.
به داروخانه های اطراف شهر تان نگاه کنید چطور ممکن است که در مدت یک سال یا دوسال سرمایه خوبی بدست میاورند. داروهای مجانی شرکت های تولید کننده را به هر قیمت هم که بفروشند باز هم پولی خوبی برایشان میماند.
وهیچ کسی هم در هیچ موردی از کارهای که انجام میدهند متآسفانه پاسخ گو نمی باشند و هیچ ارگانی هم نیست که همچون مواردی را پیگیری کند.

Anonymous said...

آرزوی بهبودی دارم برایت.امیدوارم حاز طریق دوستان پزشک خارج از افغانستان بتوانی مشکلت را تشخیص دهی تا حداقل بدانی چه دارو هایی باید از دکترها طلب کنی.

در ضمن بی مناسبت هم باشد دلم میخواهد بگویم چقدر خوب که باز هم اینجا می نویسی مثل گذشته همانطور ساده و صمیمی و دلنشین :)

زهرا said...

اسف بار است واقعن اوضاع شفاخانه ها. شده اند ماشين پول كندن.

ساغر said...

من هم تا افقی نشوم نمی روم دکتر، افغانستان و غیر افغانستان هم ندارد، کلن همیشه می گویم خوب می شوم دیگر، نمی میرم که، درباره درد پشت و گردن باید بگویم فکر می کنم بیشترش عصبی باشد، چسب در بازار وجود دارد بزنید مسکن است، و حوله و یا کیسه آب داغ، من یکبار به قدری عضلاتم گرفته بود که روزی دو بار آمپول می زدم بابت باز شدنش، وقتی هم مرضش به پشت و گردنت افتاد هراز گاهی می آید و یک حالی ازت می گیرد، برای من که چنین بوده است.
امیدوارم زودتر خوب شوید چون وحشتناک است دردش.