19.10.13

برای تمام مخاطب های خاص، حتی تو!

میترسم به ادم ها دل ببندم. میترسم مثل ماهی از دستم لیز بخورند و بروند و من حسرت بدلشان، بمانم.
قبل ترها اگر بود میگفتم خوب اگر دوستم دارند همینطور بپذیرندم و صبر کنند تا اعتماد کنم. 
حالا میدانم وقت زیادی برای این پا و ان پا کردن نیست. برای بودن با ادم ها حتی همان دم قبل از لیزخوردن و رفتنشان هم غنیمت است. اما امان از عادت ....

2 comments:

soode61 said...

يك وقتي آدم با تمام وجود احساس ميكند بايد از زندگي لذت ببرد بايد از بودن با دوست هايش حظ ببرد انگار آدم توانش كم ميشود و دلش نازك ميشود اما چشم هايش باز تر ميشود.

smy rezai said...

برای ادم ها فقط.
گاهی وقتا وضعیت در حدی است که حتی برای کسی که یک لبخند خشک و خالی زدی دلت تنگ میشه چه برسه به کسانی که باهاشون خوش و بشی داشتی. من خیلی وقت بود که تصمیم داشتم دیگه احساساتی نباشم ولی فرق الانم با ان وقت اینه که فقط بروز نمیدم اما پرم از احساس دلتنگی حتی برای گاردهای دم در افیس که شاید باورشان نشود! بحث عادت نیست هر چه تلاش هم بکنم مگر میشود غریزه را انکار کرد