17.5.13

هر دوی ما می دانستیم شهری که دوستش نداشتیم دارد ما را می بلعد. دلمان می خواست فرار کنیم و برنگردیم. فرار کردیم، همگی و هیچ وقت هم به یزد برنگشتیم چون جوانی هر چهارتای ما را گرفته بود و چیزی جز خاطره بد باقی نگذاشته بود.

No comments: