4.4.13

بوی خون!

همین هفته پیش نازنینی رفت، رویاهایش را در این خاک دفن کرد و کتابهایش را در چمدان کوچکی جای داد و رفت! فرصت خداحافظی نشد!
فردا هم یکی دیگر می زند به جاده ای که آخرش نا پیداست...
این خاک ما را نمیخواهد یا ما این وطن را پس می زنیم؟؟
بحث نمیکنم مثل قبل ها که آدم ها را از رفتن بازدارم. خیالم راحت میشود وقتی اینجا نیستند. یکی از جمع آدم هایی که وقت حمله انتحاری بهشان فکر میکنم ، کم! وقت های انتحاری حتی دستم به تلفن نمیرود خبر بگیرم از آدمها، میگویم خبر بد خودش راهش را پیدا میکند و می آید... خبر بد بی پروا می آید و ویران میکند.
مدت هاست خبر نگاه نمیکنم. مخصوصا اخبار افغانستان را! دیشب شام می خوردیم و خبر انتحاری در فراه!
50 کشته و 100 زخمی!
اینها فقط عدد نیستند، آدمند... آدم بودند! پدرو مادر داشتند و خواهر و برادری و فرزندی...
...
کی بوی خون رخت می بندد؟

2 comments:

ساغر said...

خوش به حال شما که خبر نگاه نمی کنید و می توانید خبر نگاه نکنید، بنده متاسفانه مجبورم خبر ها را دنبال کنم، مخصوصا" خبرهای تازه را!
ساغر هستم، وبلاگ ماهی های دریای کابل را امروز به دنیای مجازی آوردم، امیدوارم بعنوان یکی از وبلاگ نویسان مطرح افغان، به من سر زده، راهنمایی ام کنید!http://kachab.blogsky.com/

مهدي said...


مدیریت محترم
وبلاگ شما در " لینکستان وبلاگهای افغانستانی " ثبت شده است
با قرار دادن نام این لینکستان در قسمت پیوندهای وبلاگتان و معرفی وبلاگها و وبسایتهای مفید افغانستانی به این لینکستان توسط ایمیل و ارسال نظر ، هموطنان عزیز را بیشتر با نویسندگان افغانستانی در دنیای مجازی آشنا کنید
منتظر شما هستیم
با تشکر مهدی خادمی