21.1.13

هشدار! این زندگی حاوی صحنه های غیر قابل تحمل است!

امروز- داخلی- روز

با صدای تلفن نیما از خواب بیدار می شویم. راضیه خانم است. دو پسر برادرش را در خیابان با چاقو زده اند. می گوید دزد بوده اند و امروز دیرتر می آید. حالشان را می پرسم و می گوید که زخم های سطحی برداشته اند.
نیم ساعت خودم را در رختخواب نگه می دارم و به امروز فکر می کنم که بعد از یک ماه نه قرار ملاقاتی دارم. نه مهمان، نه مریض...
بعد می روم سر وقت اینترنت که اگر کار ضروری باشد و باید امروز انجامش بدهم ... هیچ...چه خوب!
پی ام سی را روشن می کنم و صدایش را بلند می کنم.
توییتر و فیس بوک پر است از صدای انفجار در چند کیلومتری ما!!!
نه بی بی سی و نه طلوع نیوز! روی همان پی ام سی می مانم که برونو مارس آهنگ عاشقانه می خواند و بعدترش انریکه!!

شاور می گیرم، صبحانه مفصلی می خورم و به دفتر کارم می روم.

پ ن: زندگی به ادمی یاد می دهد که گاهی وقت ها کاری از دستت بر نمی اید. پس خودت را به درو دیوار نزن. زندگی کن و آماده فاجعه باش!

پ ن2: شاید وقتی جنین بودیم و در رحم مادر، قبل از هل دادنمان به این دنیا باید به ما یاد آوری می کردند: این زندگی حاوی روزهای غیر قابل تحملی خواهد شد که غیر از صبر کار دیگری از دستت بر نخواهد آمد!

No comments: