23.10.12

جایزه برای خودم!

آدم های اجتماع ما چشم دیدن موفقیت همدیگر را ندارند!
سال ها طول کشیده تا این را باور کنم. وقتی شروع به طی کردن پله های موفقیت می کنی. احساس می کنی که همزمان با حرکت رو به جلوی تو، نیروی بازدارنده ای تمام مدت در صدد متوقف کردن توست.
اگر بخواهی ادامه تحصیل بدهی، هزار حرف و حدیث جدید پیش می آید.
اگر بخواهی شغل بهتری بگیری، هزار تا آدم پیدا می شود که بگویند همین کاری که می کنی خوب است و قانع باش!
...
دیروز پایان یک موفقیت کوچک بود. برای خودم یک لیوان شیشه ای بزرگ خریدم که بگذارم توی آفیسم و چای بنوشم!
این روزها کسی برای موفقیت های دیگری تبریک نمی فرستد. حسادت و نفرت است که فرستاده می شود. گاهی وقت ها نزدیکترین دوستانت در قالب پند و نصیحت و خیر خواهی حسادتشان را برایت می آورند و تو را برای کاری که به آن ایمان داری به تردید می اندازند.

فکر کردم اولین راه مقابله این است که دست از خوش خیالی هایم بردارم و بپذیرم که این نیروی حسادت و نفرت وجود دارد و بعد فکری به حال آدم هایی کنم که می خواهند آن را هدیه بدهند.
اولین راهش هم این است که موفقیت هایم را برای خودم نگه دارم و برای خودم جایزه بخرم و به خودم تبریک بگویم!!!


No comments: