11.8.12

کی راهم جدا شد؟

در یک مهمانی هستیم. از انهایی که زن ها در یک اتاق و مردها در یک اتاق!
مدت هاست که مهمانی اینطوری نرفته ام. سه ساعت مهمانی خانم ها حول سه موضوع حرف می زنند: رحم و لباس بچه!
اینکه فلان مغازه جنس هایش کمی ارزان تر است و فلانی فلان مشکل را دارد.
جالب است که سر سفره شام هم این بحث جذاب! ادامه دارد.
آخرشان همگی با هم به این نتیجه می رسند که چقدر "بدبختند" البته تلویحا!و باعث و بانی اش هم مردان هستند وبس!
برایم جالب است خانم هایی که شاید برای اولین بار می بینم و همه شان تحصیلکرده هستند و مشکلات شخصی و خانوادگی شان را کف دستشان می گیرند و به راحتی به قول خودشان درد دل می کنند، آنهم با یک غریبه!
عزیز من!
برو پیش مشاور درد دل کن و بقیه زندگی ات را زندگی کن!

از مهمانی می آییم بیرون. از نیما می پرسم آنطرف چه خبر بود، می گوید مسابقه بهاوی را تماشا کردیم. راجع به سیاست و اقتصاد حرف زدیم. بعد هم رفتیم بیرون قدم زدیم و برگشتیم.

یکبار دیگر هم به پیک نیک رفته بودیم. مردها ناهار آماده می کردند خیلی صحرایی! خانم ها به جای لذت بردن تمام مدت نگران این بودند که غذا بهداشتی نخواهد بود! روز بعدش دو نفرشان مدعی شدند که بابت غذایی که مردها آماده کرده اند کارشان به بیمارستان کشیده شده! خلاصه اینکه نود درصد زنها چیزی را که باید جدی نمی گیرند و چیزهایی را که باید ازش بگذرند دو دستی می چسپند و لذت! اصلا توی کارشان نیست!

پ ن:می دانم یکی شان اینجا را می خواند، جان من داستان نسازی!

3 comments:

شب ستا said...

واقعا از تحصیل کرده های خانم توقع نمی رود در مورد این چیزها سه ساعت وقت بگذارند و فک بزنند! اصلا همیشه اینطور بوده گویا که پدرها به رادیو بی بی سی گوش می کردند و مادرها به رادیو بی بی سیمین! مشکل از اینجا آب می خورد.

نگار said...

چقدر فرهنگ هامون به هم نزدیکه.... حالا تصور کن تو یه زنی باشی که حال این حرفا رو نداشته باشی و دلت ورق بازی کردن بخواد و کل کل و تخته نرد و تماشای المپیک. همین همجنسای عزیز یه جوری نابودت می کنن که نتونی تو هیچ مهمونیی بری. همین تحصیل کرده ها!

همای said...

چیزی را که باید جدی نمی گیرند و چیزهایی را که باید ازش بگذرند دو دستی می چسپند و لذت! اصلا توی کارشان نیست!

اوهوم، البته من فکر میکنم ۹۰ درصد آدمها اینطور باشند، نه صرفا زنها