1.7.12

نقطه سر خط

مقدمه:
در زندگانی کارهای زیادی برای غم نان کرده ام که جای شمردن ندارد، بیشترشان را هم دوست نداشتم. اما هیچ وقت، تاکید می کنم هیچ وقت! دست از کارهایی که دوست داشته ام بر نداشتم.
دوست داشتنی هایم نوشتن، ساختن و تغییر دادن و... بوده است.
مدت کمی ست که تصمیم گرفته ام دیگر وحشت غم نان را کنار بگذارم و کاری را انجام بدهم که دوست دارم- شوهرو برادرم معتقدند که من همیشه! هر کاری که دلم بخواهد را انجام داده ام- بگذریم.
دوستی از من خواست که عکس های سفر اخیرم را برایش بفرستم. حوصله اش نبود و عکس ها هم چیزهایی نبود که بخواهم با دیگران شریکش کنم. این شد که چند روزی عذاب وجدان گرفتم.

متن: 
سه چهار سال پیش پس انداز یکساله ام را دادم بالای یک دوربین و یک لنز و کار و زندگیم را برای دو ماه تعطیل کردم و رفتم یک دوره عکاسی در یک بلاد دیگر. دو ماه شد دو سال و من تیاتر هم خواندم.
واضح و مبرهن است که فعلا نه عکاسم نه ممثل!!!

موخره: 
فتو بلاگ جدیدی ساخته ام که عکس هایی در آن بروز خواهم کرد! به عبارتی ،دنیایی که من دیده ام!
ادای دینی به علیرضا خان عکاس باشی، استاد اسبقم و دیدنی هایی که من در افغانستان می بینم.

No comments: