19.11.11

آدم صحبت طولانی با تلفن نیستم. حتی مکالمه های عاشقانه زندگیم هم از ده دقیقه تجاوز نکرده است. آدم اس ام اس و ایمیل دوستانه هم نیستم. آدم روابط نفس به نفسس هم نیستم.روابطم با آدم ها مختصر ومفید است و اگر روزی از زندگیم را با دوستی وقت گذرانده ام حتما خیلی خاطرش برایم عزیز بوده.

دیشب خواهر بزرگه از آن سر دنیا زنگ زده بود برای گله گذاری دوباره. اخرین بار هم شکایتم را به نیما کرده بود ولابد به مادر و...


بگذریم حرف زدیم. تلفن که قطع شد دیدم پنجاه ویک دقیقه حرف زده ایم با هم. من برگشتم توی تختخواب و او رفت سر کار!


بهم گفت بیشتر ووقت ها مثل یک دیوار کانکریتی نفوذ ناپذیرم. امروز هم یک نفر دیگر اول صبحی، اول هفته ای همین حرف را بهم زد.گفتم : بهش فکر می کنم اما قول اصلاح شدن نمی دهم. به خواهر بزرگه هم همین حرف را زدم!


پ ن: این خیمه لویی جرگه جان می دهد برای یک کنسرت راک. ایده اش از من ، اجرایش از هر کسی که کفش اهنین دارد. ما را هم خبر کنید!

1 comment:

Anonymous said...

اون هنوز خیمه است؟ ظاهرا دیوار وسقف دارد کانکریتی مثل شما!