15.11.11

بار بر


دارم خودمو از یه باری می تکونم. تا بار بعدی بیاد روی گرده هام، یک نفسی بکشم!



پ ن: با بادیگاردم (سلام ژوند) رفته بودم تذکره بگیرم- تذکره ام گم شده- بعد آقاهه پرسید : کی تذکره گرفتی؟


یادم نیامد. رفت و گشت و گفت: سال هشتاد و سه!


پیر شدیم رفت!

No comments: