13.10.11

قصه از کجا شروع شد؟

بگذار من قصه تو را روایت کنم، آخر من قصه گوی خوبی هستم. 

قصه از جایی شروع شد که تو حالت بد شد، قبلش حالت خیلی خوب شده بود...برق رفته بود وصدای شکستن که آمد یک نفر دوید توی آشپزخانه که مطمین شود تو خوبی!

قصه از جایی شروع شد که من می خواستم برقصم...
شاید همه اش هم تقصیر پاییز باشد و...

 
قصه از ای پاد من شروع شد که دادم به تو آهنگ مورد علاقه ام رو گوش کنی وبعد گریه ات گرفت...

 
فکر کنم قصه از جایی شروع شد که خدا یک چیزی رو به امانت گذاشت توی دفتر من و من برش داشتم برای خودم...


حیف که نمی شود قصه های واقعی را نوشت




3 comments:

Anonymous said...

اوق...

Esmat said...

Great blog. So many nice articles to read. Please link my blog in list of your blogs. My blog address is www.akidwithgreatambition.org

Anonymous said...

test