24.8.11

به احترام تمام آنهایی که گریختند تمام قد از جا می خیزم

وقتی اقای خاوری به ناروی پناهنده شد با خیلی از دوستان راجع به این موضوع که چرا رفت و این همه کار ناکرده در افغانستان هست و غیره حرف زدیم.
بعضی تقبیح کردند و بعضی حق دادند که بروند و حداقل زندگی آرام تری داشته باشند.
من ترجیح دادم قضاوت نکنم.اما این روزها که خبر حضور اقای مظقری و کاظمی را در محفل شعر خوانی خامنه ای خواندم و عکس دست بر سینه آقای مظفری در مقابل رهبر!!! شوکه شدم.
دوستشان داشته ام دورادور وبرایشان احترام قایل بودم تا امروز!
برای من که تمام کودکی و نوجوانی ام را در آن کشور گذرانده ام و طعم ظلم را تا مغز استخوانم چشیده ام، کار این اقایان توهین به تمام آدم هایی هست که در آن نظام ظلم دیدند و ظلم می بینند!

تشکر آقای خاوری که رفتید و در آن مجلس حضور نداشتید!
کامنت من هم در وبلاگ آقای کاظمی حذف شده !

بیشتر بخوانید:
کابلی
هادی خرسندی
کاظم کاظمی




3 comments:

زكيه said...

دمت گرم معصومه جان. همين يكي را كه از دلم گفتي.

امید said...

باور کنید، یک بار دیگر هم تمام آن مطالبی را که در اینترنت به خاطر انعکاس این خبر گذاشته بودند را خواندم و مرور کردم.
اما واقعا نمی دانم حق به جانب کدام طرف است؟ خب قبول کنیم که اگر نمی رفتند و دعوت را قبول نمی کردند هم با مشکلاتی رو به رو می شدند.

اما از طرف دیگر با خودم میگم خب نهایت مشکل این بود که از ایران اخراج شان می کردند. خب این که کار بدی نیست. میامدن افغانستان دور هم می بودیم و می ساختیم اینجا را.

نمی خواهم قضاوت کنم، اما از مظفری و امثالهم انتظار بدتر از اینها را هم دارم.

Anonymous said...

نان درآوردن وشکم زن وبچه راسیرکردن راههای مختلفی دارد که هرکس می تواند آن راانتخاب کند.اینم یکی ازراههایش است ...