6.8.11

پرفورمنس در خانه فرهنگ افغانستان



قرار نبود که اجرا داشته باشند. خودم را آماده کرده بودم برای دیدن اینستالیشن هایشان.
سه دختر خیلی جوان و کمی خجالتی که هر سه دانشجوی هنر بودند. روز اول حتی مطمین نبودند از نمایش آثارشان.
بعدتر که به زمان افتتاح نمایشگاهشان نزدیک شد گفتند به جای اینستالیشن ها قرار است پرفورمنس داشته باشند.
برای من تیاتری پرفورمنس معنای متفاوتی داشت، نمی دانستم چی در سرشان می گذرد.
روز افتتاحیه برخلاف تمام نمایشگاه های برگزار شده اولین نفر بودم که بروشور پرفورمنس را گرفتم و پشت آن پرده سیاه منتظر ماندم تا اجرایشان را ببینم.
سه قاب خالی سیاه معلق از سقف با پس زمینه سفید و نور زرد و دو دختر با لباس های ساده سراپا سیاه یکی پشت به قاب و دیگر رو به قاب. هر یک در جستجوی راه گریزی به بیرون از چهارچوب!
نبودن مرز بین تماشاگر و نمایشگر و ورود تماشاگران به میدان کوچک نمایش اتفاقی ست که این روزها در سراسر جهان نمایش در تمام دنیا و به شکل های متفاوت در حال رخ دادن است.
این روزها هنرمند تیاتر و نمایش (پرفورمر) تمام سعی خود را به کار می بندد تا مرز بین جهان نمایش و جهان واقعی شکسته شود.
این دو هنرمند جوان در ساده ترین شکل خود تماشاگر را هر چند برای دقایقی کوتاه از جهان خارج به جهان خود کشاندند و بالعکس خودشان را قسمتی از جهان بیرون ساختند.
تلاش برای گریز از چهارچوب ها تصویر هر روزه ماست. چه هنرمند باشیم و چه نباشیم و تلاش این هنرمندان برای گریز از چهارچوب های تکراری هنر در افغانستان جای تحسین دارد.

No comments: