13.6.11

دختری که من بودم!


ل امده یک عکس منتشر کرده توی فیس بوک از دست های یک دختر شش ساله، پر از چروک کار و محرومیت که پنجاه ساله به نظر می رسد.


شاید من اولین نفری بودم که عکس را به من نشان داد بین آن همه عکس هایی که از ورس اورده بود ومن را هوایی می کرد.


یکی نیست بگوید به این دختر که: بیکاری؟ فکر می کنی ما نمی دانیم در چه گند وکثافتی توی این زباله دانی بشری- جای دور نروید افغانستان را می گویم- داریم دست و پا می زنیم و نیشمان هم تا بناگوش باز است و از خیره سری همینطور ادامه می دهیم؟ حالا این عکس را جلوی چشم ما گذاشتی که چی بشود؟ متحول بشویم؟؟؟؟


4 comments:

امید said...

توی گودر خیلی وقت بود هر پستی رو که سوما میذاره میخوندم و میخونم. مثل بقیه وبلاگهای دوستان. اما حیف که تو گودر واسه پستی اگه کامنت بذاری کسی به جزء گودری‌ها نمی بینن. به هر حال. این پست رو که دیدم، حیفم اومد وبلاگتون رو باز نکنم و یه کامنت نذارم. قالب وبلاگ که مدتها بود باز نکرده بودم. الان بهتر شده.
خواستم بگم، این عکسا آدم رو بدجوری متحول میکنه. اگه یه ذره احساس داشته باشیم. اما بسته به آدمش این تحول یه نموره فرق میکنه. اگه یه خورده پشت کار هم داشته باشه، زحمت بکشه میتونه تعداد چروک های دست اون دختر رو کمی کمتر کنه. اما اگه فقط احساس خالی باشه میتونه بره اون چروک هارو ببوسه.
اگه دلیلی وجود داشته باشه که 6 سال تنها در اینجا زندگی کنم اینه که برم و با بوسیدن چروک دست این مردم احساسمو خالی کنم، شایدم بتونم تعداد چروک هارو کمتر کنم. به جان خودم آدم بدجوری خالی میشه. بدجوری

راستی، کامنت نذاشتم که مثل اون عکس بخوام متحولتون کنم. کامنت گذاشتم که به خودم بگم باید متحول شم :)

همچنان پست بذارید. وبلاگتون خواننده زیاد داره.

علیرضا حسینی said...

باسلام
بنده پسری هستم از ولسوالی ورس و برای من جای افتخار است که دختران شهر من نیز پا به عرصه وب نویسی گذارده و چنین وبلاگ زیبا و وزینی را مدیریت می کنند.
امیدوارم روزی برسد که شاهد پیشرقت و ترقی مردان و زنان وطن خویش باشیم.

اعضاي گروه طوفان said...

واقعا براي شما متاسف هستم .
زباله داني كشور عزيز و پرافتخار ما كه زماني طلايه دارعلم وفرهنگ اسلامي بودنه بلكه آن ايراني است كه گند وويروس مخرب هويت گريزي آن به شما هم سرايت نموده وشما را الوده ساخته است.كشور عزيز ما تا سي سال پيش و دوره زمامداري شهيدفقيد داكتر صاحب نجيب از ديد فرهنگي و عصري بسا مدرنيزه تر از ايران شما بود.ولي شما انسانهاي كثيف وخاين به وطن وكشور كه محض ارامش خود كشور خود را به ايرانيان وپاكستانيان فروخته وتن به كنيزي وغلامي انان داده ايد.ويران شد.كشور فاشيستي ايران بامبارزه تبليغاتي ورسانه اي كه داشته متاسفانه نسل دوم وسومي ما را دچار بحران هويت گريزي وفراراز اصالت هاي اجدادي نموده است. با احترامي كه به پدرشما دارم و ايشان را چندين بار در باميان ملاقات نمودم ولي شرم باد شما را اگر نام افغان را روي خود نهاديد.
جاويد مادرم افغانستان
كورباد چشم خاينين ودشمنان ميهن

reza said...

خدمت شما كه اين گونه مسائل رادر وبلاگ خود درج مينماييد بايد عرض بدارم كه شما از چين وچروك ان دختر مظلوم هيچ دركي نصيب ذهن وافكار خود فروخته شما كه خود را به خائنيني چون كشور ايران فروخته ايد نگرديده او هرچه كرده در خاك خود كرده ومانند شما بدبختهاي اجنبي نيست كه تمجيد از ايران پست نمايد ادمهايي مانند شما هستند كه اين وطن را به ويراني ميكشند يكي نيست به شما بگوييد اخر بدبخت فلك زده ريشه وابا اجداد تو سالها در همين وطن زيست نموده
همين جايي كه شما به ان كثافت داني خطاب كرده ايد روزي مامن بهترين عالمان وعارفان بوده خواهد بود برايت بسي تاسف ابراز ميدارم كه مزدور وخود فروخته اجنبي هستي واز وطن وعشق به وطن هيچ بويي نبرده اي
نشنيده اي ميگويند
اگر شيرو شكر غربت بنوشي به مانند گدايي وطن نيست خدا شما خائنين وطن رو سر نگون كنه امين