30.5.11

من خنگم یا...

نیما به ف می گوید: می دانی این سیخ های چوبی بیشتر از سه سال پیش خریداری شدند؟
ف می گوید: حالا چطوری درست کردی این کباب ها را؟
توضیح می دهم و انقدر زرنگ است که نکته های اساسی اش را و به قول معروف فوتش را بپرسد.

بعد ف از آدمی می گوید که چند سال پیش اتفاقی برای شام از خانه ما سر دراورد ومستفیض شد به خوردن دستپخت من که هر هزار سال نوری آشپزی می کنم و گفته بود که خانم فلانی اصلا بهش نمی اید کدبانو باشد!

یا من خیلی خنگ نشان می دهم ویا مردم فکر می کنند زنی که بیرون از خانه کار می کند هیچ از خانه داری نمی فهمد!

No comments: