17.5.11

برای ثبت در تاریخ

هفته هاست که هر بار به نوشتن فکر می کنم. ذهنم ناخوداگاه می رود انجا و در آن اتاق خالی و درست در آن لحظه کنار در خروجی اتاق متوقف می شود.
چند بار درباه آن نوشته باشم و چند بار آن صحنه چند ثانیه ای را مرور کرده باشم خوب است؟
انگارذهن من همانجا ایستاده باشد. انگار او همانطور وقیحانه به من چشم دوخته باشد و آن چند جمله را گفته باشد ومن تا سر حد مرگ ترسیده باشم.
دوباره مثل یک عروسک کوکی که یک جمله را تکرار می کند. ذهن من- به قول دوستم ذهن سانتی مانتال من- همیشه آن صحنه را تکرار می کند...

No comments: