24.2.11

هیچ وقت در طو عمر وبلاگ نویسی شش هفت ساله ام اینقدر نوشته های نیمه نصفه وبلاگی منتشر شده نداشته ام।وقتی شعر می نویسی انقدر استعاری هست که اگر ربطی به زندگی روزمره ادم داشته باشد- که حتما دارد- یا مخاطب متوجه اش نمی شود ویا اگر هم بشود نمی تواند خیلی ازارت بدهد।داستان و رمان هم همینطور هست که می شود شباهت های آدمهای قصه را به آدم های واقعی دور وبر تصادفی خواند।
اما وبلاگ چیز دیگریست। انقدر به زندگی روزمره ادم گره می خورد که گاهی حس می کنی زندگی عادی ات را برهنه گذاشته ای در مقابل دیدگان ادم های غریبه।برای خودم چندان مهم نیست اما ادمهایی که سر از قصه وبلاگ درمی اورد همیشه هم خوشحال نمی شوند।
این است که این روزها یلاگ نوشتن سخت تر وسخت تر می شود و نوشته های منتشر نشده من زیادتر।مثل ادمی که برای اولین بار جدی می نویسد ومرتب دست ودلش می لرزد که مبادا...

No comments: