19.2.11

وقتی که برگردم

فکر می کنم وقتی که برگردم:

برفی روی زمین نخواهد بود ودرخت ها سبز شده اند.

بخاری های چوبی دوباره رفته اند به پس خانه ها و از بوی چوب توی کوچه ها خبری نیست.

فکر می کنم وقتی که برگردم دختر ح راه می رود وشاید یکی دو کلمه ای حرف بزند.

دختر ف قطعا بزرگتر خواهد شد و شاید یکی دوتا طفل دیگر متولد شود بین دوستانمان. تعداد مجردها کمترشده و یکی دو تا مهمانی بایذ برای عروس ودامادهای جدید بگیریم و مبارکی طفل های نو برویم.

وقتی که برگردم: دنیا جور دیگری شده است.

No comments: