25.1.11

ما و پارلمان دوم

فردا قرار است در همسایگی ما پارلمان افتتاح شود. از امروز تعداد پلیس ها در روی سرک زیادتر شده است تا به نوعی امنیت تامین شود.
باید خوشحال باشیم اما نیستیم!
همه چیز در افغانستان روی سطح لغزنده ای بنا شده است که هر آن امکان فرو ریختنش می رود. گاهی اگر دست و پایی تکان می خورد آنقدر بی رمق است که حتی باریکه نوری را هم روشن نمی کند.
امید افغان ها روز به روز کم فروغ تر می شود و انگار دنیا دوباره خود را برای فراموش کردن افغانستان آماده می کند.
آیا ما که ده سال فرصت داشتن جامعه جهانی در کنار خود را به بیهودگی به هدر دادیم می توانیم از یکی دو سال باقی مانده چیزی بسازیم؟؟ تقریبا غیرممکن به نظر می رسد.

1 comment:

Anonymous said...

خانم معصومه ابراهیمی به شدت به نوشته هایتان و اشعارتان علاقه مند شدم مخصوصا شعر با من برقص و سایر مطالبی که روی صفح می گذارید..ممنون می شوم اگر مرا مطلع کنید که کجا و در چه مجله هایی یا کتابهایی مطلب یا شعر نوشته اید.من بهرام هستم و مهندسی صنایع خوانده ام و سنم حدود چهل سال است.متشکرم
kajtree5@gmail.com