11.1.11

شاید روزی...

خانم خبرنگار می پرسد ومن جواب می دهم.
دختر خوشگلی ست و قد بلندی دارد و خوش پوش هست ولهجه اش امریکایی ست.
هر سوالش را که جواب می دهم سوال های بیشتری را در چشم هایش می بینم.
آخر سر، مادر سوال ها را می پرسد: خوب با وجود تمام اینها تو هنوز در کابل زندگی می کنی! چرا؟
- طور دیگری بلد نیستم زندگی کنم!
: می خواهی روزی وبلاگت را تبدیل به کتاب کنی؟
- شاید روزی...

1 comment:

Anonymous said...

شعراتو واسه من بفرست عزیزم..دوستشون دارم
bhmansourian@gmail.com