10.1.11

بدون عنوان

همیشه از یک جای زندگی سرت را جلو اورده ای و درست مقابل چشم های من قرار گرفته ای.
همان وقت هایی که با تمام قوا از تو گریخته ام و یکدفعه تمام ستون فقراتم تیر کشیده است و عرق سرد نشسته است روی پیشانی من!
او هم ان بالا نشسته است و خوب کارش را بلد است که کی و کجا تو را نیمه نصفه ظاهر کند پیش چشمم!!!

No comments: