31.8.08

دیروز برای ناهار رفتیم یک رستوران در کارته سه.
درست روبروی ما کنار پنجره دو پسر حدود پانزده ساله ودوازده ساله نشسته بودند. آمدن به رستوران آن هم تنها و آن هم در این سن یک کمی غیر عادی بود.
دو تایشان تا آخر غذایشان را با لذت تمام خوردند وگپ زدند .
یک نوشابه یک ونیم لیتری سفارش داده بودند که باقی اش را با خودشان بردند.
من ونیما کلی کیف کردیم از این که تمام لذتی را که می شود از بیرون رفتن وغذای بیرون خوردن را حس کرد در این دو جنتلمن دیدیم.

آخر سر هم پسر بزرگتر پول غذا را حساب کرد ودو تایی سوار دوچرخه شان شدند ورفتند وروی لب ما دو تا لبخند گشاد باقی گذاشتند.

1 comment:

آزاد said...

زیبا و خوب نوشته اید. ار دریچه ای وبلاگ تان آن دو جنتلمن را دیدم. تشکر