12.7.08

قبل نوشت: این یک مقاله یا نحقیق علمی نیست،این تجربه های شخصی من است که ممکن است به درد شما بخورد!!!!

هیچ وقت فراموش نکنید که مردها هیچ وقت نمی توانند احساسی را که یک زن موقع لمس شدن توسط یک بیگانه به آنها دست می دهند درک کنند!!!!آسیبی که به روح وروان یک زن در اثر آن وارد می شود خارج از تصور یک مرد است!

برخورد شما در مقابل کسی که در کوچه وخیابان حرف زشتی می زند چیست؟
- می ایستید وبا آن شخص بگو مگوی لفظی را آغاز می کنید!
- سرتان را پایین می اندازید ومی گذرید!
- به آن شخص حمله فیزیکی می کنید!
- می روید ومردی را پیدا می کنید تا انتقام شما را بگیرد!

خودم شخصا ممکن است برخوردهای زیادی کرده باشم.تمام موارد بالا را هم امتحان کرده ام. بدترینشان این است که برادر یا پدری بخواهد از شما دفاع کند.نتیجه اش هر چه باشد جالب نیست!مدت هاست به این نتیجه رسیده ام که این مشکلات را آدم باید خودش به تنهایی حل کند!

در مورد کسانی که حرف رکیک می زنند،شخصا می ایستم ودر حالیکه خیره به چشم هایش نگاه می کنم می پرسم: چی گفتی؟؟
در اکثر مواقع طرف تعجب می کند که یک زن رو در رویش ایستاده است و او را سوال جواب می کند واز این می ترسند که اگر چند نفر جمع شوند این آنها هستند که یک کتک مفصل می خورند.به هر حال اکثر مواقع طرف می گوید که چیزی نگفته است ویا اینکه با شما نبوده است.
این کار در جاهای خلوت توصیه نمی شود مگر اینکه شما از آمادگی بدنی خودت مطمین باشی!!!

گاهی وقت ها هم مزاحمین تلفنی هستند که زندگی را به کام آدم تلخ می کنند!! خودم شخصا نمره شان را ذخیره می کنم وهر وقت که زنگ بزنند فقط اوکی می کنم ومی گذارم توی کیفم. بیشتر از چند بار دیگر زنگ نمی زنند، چون کسی نیست که با آن ها جر وبحث کند وپولشان هم بیخود مصرف می شود!!!
هیچ وقت با مزاحمین تلفنی صحبت نکنید وسعی نکنید کشف کنید که شماره تان را چه طور به دست آورده اند.چون در هر صورت این زن ها هستند که مقصر ویا بازنده اند!!!

حالا وقتی این برخورد یا اهانت فیزیکی باشد چه؟
اگر آن شخص غریبه شما را لمس کند ویا اینکه تنه بزند، شما چه می کنید؟؟؟

اولین چیز خونسردی وسرعت عمل است. از زدن حرفهای رکیک بپرهیزید چرا که شما با گفتن آن روح بیمار آن مزاحمین را ارضا می کنید وآن ها را به ادامه کارشان تشویق می کنید.پناه بردن به مرد دیگری برای رفع این گونه مزاحمت ها جز اینکه به ضعف شما مهر تایید می زند وچه بسا ممکن است که با این برخورد مواجه شوید که "حتما کاری کرده ای که طرف مزاحمت شده، واگرنه مردم بیمار نیستند "

با تمام این چیزها این عمل های ازاردهنده هر روز در کوچه وخیابان در کمین ماست .چادری پوش باشیم یا بلوز وشلوار بپوشیم.آرایش کرده باشیم یا نه! همیشه کسی هست که بیمار گونه به آزار ما بر خیزد ومتاسفانه جامعه بیمار معتقد است که مشکل، زن ها هستند که باید در خانه بمانند ویا با خویشاوند ذکورشان به خیابان بروند.
من خودم شخصا معتقدم حضور زن ها باید در جامعه هم سطح مردان باشد که همین عدم حضور است که بودن زن ها در اجتماع را به صورت امری غیر طبیعی در آورده است.
دوم این که یاد بگیریم از خودمان کلامی وفیزیکی دفاع کنیم.استاد دفاع شخصی به من اطمینان داده است که دفاع کردن هیج ربطی به زور بازو ندارد شما می توانید با جثه کوچک وزور کمتان ازپس هر کسی بربیایید به شرطی که خونسردی تان را حفظ کنید وبه تکنیک مسلط باشید!!
هیچ وقت با خودتان چاقو،تیغ و... حمل نکنید چون ممکن است علیه خودتان مورد استفاده قرار گیرد.
در این گونه درگیری ها همیشه امکان آسیب دیدن شما وجود دارد ،اما بالاخره این مزاحمین هم نباید احساس امنیت کنند وهر کاری که خواستند در کوچه وخیابان انجام دهند.
بالاخره لو رفتم که دارم می روم کلاس دفاع شخصی!!!

پ ن: درباره همین موضوع بخوانید!!!!اینجا واینجا واینجا!!!

13 comments:

تقی said...

سلام دختر ورسی.
از نوشته ات غم انگیز شدم. مورد اهانت قرار گرفتن خیلی ناراحت کننده است.
به هر حال خبرت را گرفتم. یعنی همین دیگه!

Anonymous said...

chi begam nane

Anonymous said...

برعكس دوستي كه در بالا كامنت گذاشته اند از نوشته‌ات شادمان شدم، اين‌كه زناني هستند كه مي‌شود نام يك زن واقعي را براي شان گذاشت. دلم مي‌سوزد براي آدماي مريض و بد بختي كه عقده مندانه با گفتن چيزي و يا انجام دان عملي كه هيچ چيزي را در پي دراد، بگونه‌اي با عقده‌ها و من عقده‌اي شان درگير اند.
اما خانم ورسي مي‌شود بر مشكلات از اين سان چيزه شده، اما با ديدن صحنه و يا عمل عقده نگرفت، بايد براي حضور پر رنگ زنان مبارزه كرد و هيچ گاه از مبارزه باز نياستاد. با حضور بيشتر زنان و ايجاد گفتمان يا ديسكورس پرونياي مردانه/زنانه است كه زن مردي به تعويق افتاده است و مرد زن به تعويق افتاده، با ايجاد ديسكورس و يا گفتمان مدرن و با به ميان آوردن روايت‌هاي گوناگون و ديسكورسيو است كه نه زن عقده‌اي، نارسيست و هستريك خواهيم داشت كه هل من مبارز كنان به جنگ مردان بروند و نه مردي هستريك و مازوخيستي كه از هرازگاهي به دختران و زنان مردم به قول جوانان گير بدهند...
انگار مي‌كنم نوشته‌هاي شما، آغاز خوبي خواهد بود براي در ميان آوردن گفتمان جنسي مدرن و چند و لايه. اميدوارم بيشتر كار كني و هدفمندانه..
يك روز زني را ديديم كه به يكي گفت: چه گفتي؟ بيچاره انكار كرد: هيچ!
و...

تک سوار said...

سلام
وای جونم بالا اومد تا بالاخره تونستم تو این بلاگر کامنت بذارم. سیستمش منو دیوونه می کنه.
خیلی ممنون خانم جان بابت این پستت.
راستش من که یه مردم تو این جامعه احساس امنیت نمی کنم چه برسه به زن ها
اما فکر می کنم هرچقدر خانم ها بیشتر و بیشتر مثل تو با این مساله برخورد کنن. این رفتار آزار گونه به حداقل میرسه. موفق باشی

حسن said...

سلام.
به روزم. سری به من بزن!

Anonymous said...

walla man dar unan zendegi mikonam ta be hal nadidam mardi be zani ye negahe chap bendaze choon aslan 2 farhangeshoon nis
2 man ta hala nashindam unania be ham fohshe khahar o madar bedan choon aslan 2 farhangeshoon nis
3 waghti az keshwarhaye afghanistan o pakestan o bangeladesh mohajerin mian inja fekr mikoan inja khanoom kilooie
wali waghean inja ye 2nyaye digas
hich ki be hich ki kar nadare
na kasi tohin mikone be khatere afghani boodanet
taze bazi sazmanha inja hastesh be hemayat az panahandegan
bawar nadarin in weblog ro nigah konin
www.bamianbastan.blogspot.com
shoma ham narahat nabash
sakhtish 100sale awale
tanx

شاباجی خانوم said...

چه دل پری داشتی. من سالهاست که با این قضیه برخورد نداشتم. ولی فکر میکنم طرفم را با لنگه کفش تا میخوره میزنم.

رضا said...

شنیدم اینجا دعوا شده، اومدم ببینم چه خبره اما مثل اینکه همه چی هم پاکسازی شده.
خوب خیر باشه، همیشه همه جا همه جور آدم وجود داشته و داره، پس چرا به خاطر حرفها و نظر کسی که منطق حالیش نمیشه خودمون رو ناراحت کنیم.
موفق باشی ورسی

شاباجی خانوم said...

منم کلی اینجا بهم خوش گذشت.

مهدی said...

سلام دختر افغانی:
خوبی؟وبلاگ زیبایی داری و زیبا می نویسی..من یه ایرانیم..خیلی دوست دارم روزی کشورت رو ببینم...من مهندس یه شرکت عمرانیم که توی افغانستان هم پروژه های آبرسانی داره..ممکنه روزی منم واسه مدتی برای سرکشی به کارها بیام کشورت...افغانستان همیشه واسه من عجیب بوده..مردمش ، زندگیشون و همه خلاصه همه چیزش....امیدوارم بتونم به همین زودی ها ببینمش...
موفق باشی
خوشحالم جامعه ی شما افرادی نظیرشما رو داره

همون مهدی بالایی said...

راستی انگار شما عکاسی یا عکاسی هم می ککنی...منم خیلی به عکاسی علاقه دارم البته فقط در حد علاقه و کاملا اماتور
یه دوربین کانن A550 دارم که همیشه باهامه...:)...عکاسی براس من نگهداری گذشته هاست

Anonymous said...

سنگ مبارزه برای حقوق زنان برای حضور در جامعه خیلی وقته که در جاهای دیگه پرتاب شده ولی دعا کن توی سر جامعه ما نخوره .
ادعای شروع این مبارزه در اینجا مثل اینه که تو بخوای به کسی که فارسی رو نمیتونه بخونه و بنویسه اینگلیسی یاد بدی.
اهانت به زنان در کشور ما خلاصه نمیشه تو میتونی نمونه اش رودر مهد دموکراسی یعنی اروپا و امریکا ببینی .ولی اینو میشه گفت که در کشور ما نظر به نگاه خاص به زنان رنگ بیشتری داره و البته این رنگ گرفتگی هم سوغات مهاجرتها ست.از پدر و مادر بپرس آیا اونهادر زمان خودشون به یاد میارن یک مرد در خیابان به زنی توهین کرده باشه؟ من فکر نکنم
نگاه رو باید عوض کرد تا ادعای ریفورم رنگ بگیره

موفق باشی
"همیشگی"

تمنا said...

سلام خواهر هموطنم
تجربه هاي جالبي بود مخصوصا اين يكي كه نمره شان را ذخیره كنيم وهر وقت که زنگ بزنند فقط اوکی كنيم و بگذارم توی کیفمان. بیشتر از چند بار دیگر زنگ نمی زنند، چون کسی نیست که با آن ها جر وبحث کند وپولشان هم بیخود مصرف می شود!!!)
وبلاگ فعال و زيبايي داري البته بار اول نيست كه به اينجا مي آيم و بار آخر هم نخواهر بود!!وقت داشتي به كلبه محقر من هم سر بزن.
هميشه سبز باشي و جاري