26.6.08

سیل یا سد؟
طبق آمار درصد حاملگی نوجوان‌ها در ایالات متحده از تمام کشورهای صنعتی بالاتر است. * یکی از مهمترین دلایل این قضیه هم آزادی راجع به صحبت کردن در مورد امور جنسی است. سن آزادی روابط جنسی در سوئد پانزده سال است و کاندوم و دیگر وسایل پیشگیری از بارداری از زمان نوجوانی به رایگان و به صورت محرمانه (‌یعنی بدون درخواست اجازه از والدین) از طریق مدارس در اختیار دانش آموزان است. این وضع کمابیش در کشورهای هلند و فرانسه و انگلستان و کانادا نیز صادق است.

در مقایسه با کشورهای اتحادیه اروپا، صحبت از روابط جنسی هنوز یک تابو در ایالات متحده محسوب می‌شود. مخصوصا در سطح مدارس و آن‌هم مدارس دولتی. بچه‌ها باید از والدینشان رضایت‌نامه کتبی بیاورند که بتوانند سر کلاس آموزش مسایل جنسی بنشینند و قرص‌های ضد بارداری و کاندوم بدون اجازه والدین به بچه‌ها داده نمی‌شود. از طرفی سقط جنین- که در همه ایالت‌ها آزاد نیست- رایگان نیست و حتی پایین‌ترین قیمتش برای کسانی که بیکارند یا دانش آموز،‌ رقم بالایی‌است. هنوز مساله سقط جنین مساله خدا و پیغمبر است، طوری که نقش ویژه‌ای هم بازی می‌کند حتی در سطح انتخابات ریاست جمهوری.

در مبحث نهادهای اجتماعی‌کردن کودکان و بعد هم ورود نوجوانان به مبحث بلوغ یک تئوری وجود دارد به نامInterpretive Reproductive که می‌گوید گروه‌های همسن و سال و خلاقیتی که آن‌ها در دوباره‌سازی روابط بزرگسالان دارند از مهمترین نهاده‌های اجتماعی‌کردن کودکان و نوجوانان است. بر خلاف نظریه‌هایی مثل یادگیری اجتماعی Social Learning Theoryکه می‌گوید تقلید و آزمون و خطا مهمترین روش اجتماعی شدن یک کودک است این تئوری عقیده دارد تا کودک یا نوجوان چیزی را از همسن و سال خودش نشنود و بازسازی نکند،‌ این فرایند یادگیری رفتار اجتماعی تکمیل نخواهد شد.

قصد مقایسه دو جامعه ایران و ایالات متحده را ندارم. اما در این مبحث یک چیز مشترک است. اگر عدم آموزش مسایل جنسی در امریکا منجر به آمار بالای حاملگی نوجوانان می‌شود،‌ در ایران یکی از دلایل سردمزاجی جنسی و بعد آمار بالای جدایی‌هاست. در ایران که در کل چیزی به نام آموزش مسایل جنسی در قبل از ازدواج نداریم و اگر فرض بگیریم که نوجوان هیچ چیز در مورد نحوه ارتباط جنسی زن و مرد از خارج از مدرسه نشنود احتمالا تا سال آخر دبیرستان اسم عمل لقاح گل‌ها را خواهد شنید. (‌من رشته‌ام ریاضی بود. احتمالا دوستان تجربی خوانده از این بیشتر یاد می‌گیرند.) بعد هم مگر همه دبیرستانی‌ها به دانشگاه می‌روند که درس تنظیم خانواده بردارند؟

خب حالا با تمام این تفاصیل من نمی‌فهمم که چرا ما باید مخالف حضور "زنان" ازدواج کرده در کنار "دختران" مجرد در دبیرستان‌ها باشیم. اولا مگر معیار جدا سازی بر اساس وجود یا عدم وجود تکه گوشتی به نام پرده بکارت داریم؟ (‌با فرض اینکه همه "دختران" پرده بکارت دارند و همه "زنان" ندارند). در ثانی مگر قرار است همه این "زنان" بیایند از تجربه‌های جنسی‌شان در مدرسه حرف بزنند؟ و خوب حرف بزنند. چه اشکالی دارد؟ حتی اگر فرض را هم بر این بگیریم که "دختری" تا زمان دبیرستان از نحوه آمیزش جنسی زن و مرد خبردار نشده باشد،‌ چه اشکالی دارد یاد بگیرد و بداند که چطور کاندوم را به طرفش بدهد که استفاده کند یا چطور خودش از بارداری پیشگیری کند و اصلا -امیدوارم البته- بفهمد که باید از یک رابطه جنسی لذت ببرد و نترسد؟

و فقط هم این نیست. شاید حتی دردل کردن از سوی دوستان متاهل بتواند مسايل جدیدی را به این نوجوانان مجرد نشان دهد که نه در خانه و نه در مدرسه از آن صحبت می‌شود و این بتواند در انتخاب بهتر در آینده به آنها کمک کند. اینکه بیایم و بگوییم دختران سطح پایین اجتماع زود ازدواج می‌کنند و فرهنگ نادرستی را رواج می‌دهند تنها پاک کردن صورت قضیه است. چرایی این قضیه بحث دیگری است اما جداسازی این نوجوانان - تاکید می‌کنم نوجوانان- تنها بر اساس وضعیت تاهلشان از بقیه همسن و سالانشان تبعیض بزرگتری است. تبعیضی که به ضرر هر دو گروه است.


* Teenage Pregnancy in Industrialized Countries: Policy Implications for US. By Elise F. Jones and others.



پ ن: این مطلب برای آخر هفته تان باشد وبه این فکر کنید که نداشتن اطلاعات و تابو بودن صحبت و آموزش در مورد مسایل جنسی چه با نوجوانی وجوانی مان کرد!!امیدوارم ما نخواهیم حماقت ها ونادانی های فرهنگی خودمان در مورد این مسایل را به نسل آینده منتقل کنیم.


پ ن2:این مطلب از اینجا گرفته شده!

11 comments:

Anonymous said...

دوست عزیز، ایمیلی از شما نداشتم و نیافتم. ممنون می شوم ایمیلی به من بزنید: m.jami@radiozamaneh.com
- مهدی جامی

کودک فهیم said...

خیلی پست باحالی بود (نه به خاطر مسایل جنسی)کلا اطلاعات جالبی داشت
راستی خیلی دوست دارم یه سفر به کشور شما داشته باشم چون نیمه گمشده کشور من اونجاست !

Anonymous said...

سلام از وبلاگ من هم ديدن كنيد منتظرتان هستم
http://www.modernidea.blogfa.com

Anonymous said...

ابراز این نوع مطالب در عین اینکه کمی برای جامعه کنونی ما غریب است بد نیست ولی جالب است بدانید که به تازگی شیوه ای که ایران در مورد زنان و دختران به کار میبرد طرفداران زیادی در کشورهای اروپایی یافته. در آنجا کاندوم و قرص زدبارداری توزیع میشود ولی این تنها تایید نیازهای طبیعی و جنسی شاگردان است نه به معنای باز کردن و کشیدن پرده های جنسی.کنارهم قراردادن یک متاهل در کنار کسی که تنها این مسایل رو در فیلمها و یا نهایتا در برخوردهای بسیار کوتاه و عجولانه تجربه کرده بسیار متفاوتتر از برخوردمعمولی و طبیعی با جنسی.
به هر حال مشکل عمده جامعه جوان امروز افغانستان فراتر از اینهاست.اکنون کمتر دختری رو در همین جامعه بسته و متعصب میتونید ببینید که به نحوی رابطه جنسی رو تجربه نکرده باشه و این درحالیست که هیچ نوع اموزشی ندیده و تنها تعاریف و تقلید از فیلمها و نهایتا برخورد ناخوداگاه اونا رو در رسیدن با این تجربه راهنمایی کرده.
موفق باشید
"همیشگی"
پ,ن: مریسا نمونه دختریست که یک جوان خونسردباروحی ارام خواهانشه و برعکس سام دختری شوخ و هر دم مزاج که فقط در پی تنوعه و بارها و بارها از این خصلتش پشیمون میشه. خط رفتار برایان رو با خانمها دنبال کنید

Anonymous said...

سلام.
خانوم ورثی، شما حس نمی کنید کمی زیاده روی کردید؟ آخه اگه همه دخترا مثل شما فکر کنن که به جای هر توالت توی کابل باید یه زایشگاه ساخت، و اگر پایبند مسایل اسلامی نیستید کمی پایبند انسانیت باشید، برداشتن پرده ساده است ولی انسان کسیه که جنبه نگه داشتنشو داشته باشه. همه رو مثل خود فکر نکنید.

farokh said...

shoma niyaz nist betarsi ke toilethaye kabol , zayeshgah beshe . osulan mahale momkene ke dar har jaye donya in etefaq biofte . ensanha va nahadha va systeme yek jamee'eh mecanismhaye khod eslah konandegi darand . dokhtar jan be karet edame bede . movafaq bashi . avalin bare ke paget ro mikhunam . che rahi hast ke chand ta soeal azat beporsam ? f-z kuala lumpur

سخیداد هاتف said...

سلام ورسی گرامی ،
در امریکا ریشه ی مشکل در نبود آموزش نیست. یا تنها در نبود آموزش نیست. بسیاری از نوجوانان می دانند که دل مشغولی بیش از حد به امور جنسی ممکن است بعضی چیزهای دیگر را از زنده گی شان بگیرد. این را نیز می دانند که پیامد های روابط جنسی افسار گسیخته شان چیست. دانستن این چیزها به خودی خود اما به کسی نمی گوید که خوب حالا چه کاری بهتر و چه انتخابی ضروری تر است. بسیاری از نوجوانان ممکن است بگویند که بلی این ها هستند ، اما که چی؟ من امروز و این ساعت می خواهم از زنده گی ام لذت ببرم و هیچ خطری در آینده یی که نیامده است نباید مرا اکنون و اینجا محروم کند. منظورم این است که ما ممکن است آموزش ببینیم اما در نهایت انتخابی که می کنیم تحت تاثیر عوامل دیگری ( غیر از دانش) نیز شکل می گیرد. شادکام باشید.

Anonymous said...

خوب مطرح نمودید شما خودتان قربانی این مسائل هستید کاش بیشتر توضیح می دادید.

Anonymous said...

کامنت های مربوط به بامیان را خوب بخوان شاید به فکر درمان دردت بیفتی

Anonymous said...

Fuck You!!!!!

Anonymous said...

زيبا بود نوشته‌ات و در نوع خود منحصر به فرد. از رازهاي مگوي گفتن در سرزميني كه حرفت ناگفته مي‌ماند توهين و يا تكفير مي‌شوي شجاعت مي‌خواهد. به قول داريوش برادري كارهاي از اين دست جزء كار ويژه‌هاي عارفان زميني است كه براي دست يابي به تن و ويژگي‌ها و خواسته‌هاي تنانه‌اي شان حتا با پذيرفتن درد؛ در پي تجربه لذت‌هاي فراموش ناشدني تن و روان خويش اند. پرده بكارت يك راز است رازي كه در مورد آن نبايد چيزي گفت، نبايد چيزي نوشت و حتا در مورد آن نبايد فكري كرد، بودن و نبودن و نگهداري و از دست دادن آن به منزله از دست دادن آبرو و حيثيت كسي است كه يا خواسته است آبرو و عذت و اعتبار و حيثيت دروغين خود را با حفظ آن، حفظ كند و يا خواسته است كه با تن دادن به خواسته‌هاي تنانه و دست يابي به لذت‌هاي تنانه‌ي خود به سبك بالي و آزادگي روح و روان دست پيدا كند و از ديگر سو آبرو و عذت و اعتبار و چيزهاي نمادين از اين سان را از دست بدهد. براي مردمي كه زن را پرده بكارت مي‌بينند، براي مردمي كه زن را عورت مي‌شناسند و براي مردمي كه زن شي شده است، مشكل است تحمل حرف‌هاي را كه شما گفته‌ايد خانم ورسي. انگار مي‌كنم با در انداختن اين طرح از بسياري فمينيست‌ها پيشي گرفتيد...