11.5.08

سنتوری!

1. در راستای کتاب ها وسی دی هایی که از ایران برایم آورده بودند. نشستم وسنتوری را دیدم.
افتضاح بود. شخصیت ها ، اصلا نه شخصیت بودند ونه حتی تیپ!!!
یک چیزاون وسط بود که تو را سر جایت می نشاند ،بازی رادان که تمام زورش را زده بود تا علی سنتوری را در بیاورد اما نشده بود وصدای محسن چاووشی که بار فیلم روی آن بود .
ف به یک نکته اشاره کرد: حرکات رادان وقت لب خوانی ها روی صدای چاووشی بد جوری شبیه حرکات اندی !!! است.


2. رفتیم لیسه استقلال کنسرت شریف غزال ( یکی از شاگرد های استاد سر آهنگ) ، وسط کنسرت آمدیم بیرون!!
ف گفت : من که ارتباط برقرار نکردم ،این چی بود!؟
من ونیما و ن معتقد بودیم که این دانش موسیقی ماست که به اندازه ای نیست که بتوانیم از موسیقی اصیل افغانی لذت ببریم.
م هم معتقد بود باید بمانیم تا آخرش - شاید ته اش چیزی باشه !!!


3. بد است ، که تو از این که رییست مریض است ونیامده سر کار خوشحال باشی،بد است!!!!
اما من مثل بچه های مکتبی از این موضوع خوشحالم!!! :)))

4. وضعیت زندگی مردم در افغانستان روز به روز بدتر می شود. گرانی ، وضعیت افتضاح برق، سرک ها ، سیستم آموزشی افتضاح، حمله های گاه وبیگاه انتحاری، رییس جمهور وکابینه اش، پارلمان .... !!!!
همه چیز آدم را می گیرد وبه جایش یک بهت ، یک دلشوره ، نفرت و همه احساس های بد را می گذارد.
چه باید کرد؟

No comments: